X
تبلیغات
رایتل

مدیحه با صله

دوشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 09:32

 قصه همچنان است که بود 

داستان خروش هر چه سکوت و روشنی تیره ها  

حکایت راستی هر چه کژی 

صدای سوز باد و نوحه ای دیرین  

آمیخته با فریب پاکی نوای نی شبانکی حقیر  

و غریو خاموش و نالان کُرک برف ِ نرم بر چارقد زالی کهن

ببین که حتی باد را به حبس می برند

 این شبنم است این چنین زشت و سیاه؟! 

چه کسی خواست بگوید این برفِ سیاه و خشن خطاست؟!

آوای ناله ای محبوس در حصار زمان  

و زشتی طراوت بهار  

 آه ای شبان مضطرب ! نمی دانی که "باور نمی دارند روز داوری" ؟  

نشنوده ای "یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم" ؟ 

و مابقی را نیز؟ 

پشت سکوت هیاهوی باد 

کودکی پیر با چشمانی که آینده را گذشته اند 

افسون پاکی و پلشتی درو می کند  

وین مردم حقیر ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo