X
تبلیغات
رایتل

پادشاهی کامران بود از گدایان عار داشت

پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 21:49

چه کسی از دلتنگیهای یک کلاغ آگاه است ؟! آری کلاغ را می گویم. کلاغی را می گویم که همواره به زشتی و خبر چینی شهره بوده و در بهترین حالت سهمش از تمام خوشیها و خوشبختیهای روزگار آن بوده که به خانه اش نرسد. کلاغی که حتی خلقت نیز رنگ تاری و تیرگی را برایش خواسته است . کلاغی که نصیبش از شادیِ کودکانِ معصوم ِبازیگوشِ بازار تنها سنگ است و بالهای شکسته. حتی طفلان معصوم نیز به کلاغ رحم نمی کنند.

اما به راستی چه کسی از رنجها و غصه های کلاغ آگاه است؟! چه کسی می داند که پشت نگاه سرد و بی تفاوت کلاغ و کردارش چه ها که نمی گذرد آن هنگامی که شاهد نظربازی و عشق بازی گل و بلبل است؟! کلاغک بیچاره همواره باید دوستی و عشق خود در دل کوچکش پنهان کند و به آنچه که روزگار برایش مقدر ساخته دلخوش باشد و دم نزند. او باید به زشتی و شومی خود راضی باشد تا زیبایی بلبل در کنار زشتیش بیشتر از پیش یه چشم آید. 

 بگذارید برایتان پرده از رازی دیرین برفکنم. کلاغ هم عاشق است. عاشق گل و عاشق زیبایی و چه بسا عاشق تر از بلبل.  اما چه کسی است که باور کند عشق کلاغ را به گل؟! و جایی که بلبل است چه جای ابراز عشق کلاغ به گل؟! حتی گل نیز فرصتی به کلاغ برای ابرازش نمی دهد چرا که سخت در هراس است در میدان آزمایش و به گاه عمل ٬کلاغ سر بلند بیرون آید و محبوبش بلبل نه.  

چه کسی از خستگیها و دلتنگیهای یک کلاغ آگاه است؟! نگاه کن کلاغ زشت و شوم را . چرا وقتی می گویم کلاغ را بنگر به آن دل کوچک و پاره پاره اش نگاه نمی کنی و تنها رنگ و ظاهرش را می بینی؟ چرا به تلاشی که می کند تا روز به روز گل در کنار عاشقش بلبل روزگار بهتری داشته باشد توجه نمی کنی؟! گمان می بری کلاغ از روی رضایت است که در آلودگیها دست و پا میزند و بر اساس تئوری تکامل دستی به سر و روی خود نمی برد؟ نه ! آنچه برای کلاغ اهمیت دارد تنها خشنودی گل است و با هرچه زشت جلوه دادن خود بلبل را زیباتر جلوه می دهد و چه فداکاری بالاتر از این؟! 

کلاغ بیچاره !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo